از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب؟
شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشب!
پشت ستون سایه ها روی درخت شب
می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب!
از ماجرای شعر و شبهای جنون من!
آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟
ای ماجرای شعر و شبهای جنون من!
آخرچگونه سر کنم بی ماجرا امشب!
میدانم آری نیستی اما نمیدانم
بیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب
هر شب ترا بی جستجو می یافتم اما
نگذاشت بی خوابی به دست آرم ترا امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنون من!
آخرچگونه سر کنم بی ماجرا امشب!
ای ماجرای شعر و شبهای جنون من!
آخرچگونه سر کنم بی ماجرا امشب!
هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز
حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب
ها سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف
ای کاش میدیدند چشمانم خطا امشب
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
گشتم تمام کوچه ها را یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
طاقت نمیارم تو که میدانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
آخرچگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟
آلبوم عشق است
ماه من
روحت شاد یادت گرامی ناصر عزیز!
چقدر صبح زود وقتی با سر درد از خواب بیدار میشی و مجبوری بری دانشگاه اونم تو این سرو صدا و شلوغ پلوغی خیابون کیف میده که یه آهنگ ملایم از ناصر بزاری و گوش بدی و صداهای اطرافتو نشنوی!
این چند روزه اتفاق خیلی خاصی نیفتاده!یا شاید اگرم افتاده یادم نیست!
دیروز خیر سرمون روز دانشجو بود صبح کله سحر باید میرفتیم دانشکده فنی برای تربیت بدنی مزخرف 2!راه دور و بد مسیریه!اما خدا مسعود و از من نگیره!چون طرح زوج و فرده دوستم نمیتونه ماشین بیاره!قبلا میاورد اما این روزا شدید گیر میدن !واسه همین مسعود مهربونم اومد و منو دوستامو برد اونجا مثل هفته ی پیش و منتظر موند و مارو برگردوند!اما وقتی خواستیم بریم تو از همه بلا استثنا کارت دانشجویی میخواستن! اونایی هم که نداشتن و مجبور کردن تو اون ناکجا آباد برن از یه پاساژ پرینت بگیرن بیارن!عوض روزتون مبارکه
پاشدیم رفتیم دانشگاه خودمون دریغ از یه پوستر یه پلاکارد یه پرینت که دانشجو روزت مبارک!آخر شب مامانم اومد تو اتاقم گفت روزت مبارک!همین!
یکی هم اس ام اس نزد حتی بگه :
شمع شدی شعله شدی سوختی خاک تو سرت هیچی نیاموختی!